۱۳۹۰/۶/۸

کودکان بسيجی؛ بسيج کودکان

به گفته سازمان ملل دو ميليون کودک طی دهه گذشته در مناقشه های مسلحانه کشته شده اند و هم اکنون در حدود ۳۰۰ هزار کودک به عنوان سرباز درگير مناقشه های مختلف هستند که آثار روانی و مخربی را به علت اين اقدامات تحمل می‌کنند.
بر اساس آمارهای موجود نيمی از جمعيت کشور زير ۱۹ سال و نيمی ديگر باتر از آن قرار دادند. به بيان ديگر جامعه امروز ايران دارای ساختاری کودکانه بوده ويکی ازمهمترين جهت گيری های سياستی وبرنامه ای در توسعه ايران پيش بينی نيازها و چالشهای اين گروه سنی در سالهای آتی است. با اين وصف نه تنها چنين برنامه ريزی صورت نمی گيرد بلکه بر خلاف آن از اين نيروی عظيم کودکان در راستای هدفهای سياسی و نظامی و در زير عنوان بسيجی بهره برداری می شود. از ابتدای وقوع انقلاب اسلامی در ايران رهبران دينی،سياسی و نظامی با شعار ارتش بيست ميليونی به صرافت تاسيس نيروی شبه نظامی ـ ايديولوژيک بسيج برآمدند.در همين راستا در طول سالهای نخست انقلاب وجنگ هشت ساله با عراق همواره بخش مهمی از سپاه انقلاب و جنگ از ميان اين گروه سنی وکودکان زير ۱۸ سال تامين شده است.
زمينه ها:
مهمترين فضاهای جذب، تربيت و آموزش کودکان بسيجی در ايران پس از انقلاب عبارتند از:
۱. مساجد. اين مراکز از همان ابتدای پيروزی انقلاب علاوه بر نقش آموزش دينی وبسيج توده های خلقی در تظاهرات و اعتراض های فراگير عليه ماشين دولتی نظام پهلوی، دارای کارکردهای نوين سياسی،نظامی، ايديولوژيک و اقتصادی نيز گرديد. از همين رو برای آموزش بسيجيان بدون محدوديت سنی خاص برنامه ريزی سراسری ومستمری صورت گرفت که تاکنون نيز ادامه دارد. آموزش های مذکور عمدتا با هدف کنترل رفت وآمد افراد واتومبيلها در معابر شهری و بين شهری ، حضور در راهپيمايی های دولت فرموده عليه گروهها و جريانات سياسی دگرانديش، سرکوب تحرکات سياسی و اجتماعی شهری ومنطقه ای، مديريت انتخابات دوره ای رياست جمهوری،مجلس شوراو ..، ارعاب در برهه های خاص تاريخی ونمايش مردمی مشروعيت سياسی نظام و درنهايت توزيع ارزاق عمومی صورت می گرفت.
۲. مدارس. اين مراکز نيز خواه بصورت نمادين و خواه بصورت عملی يکی از مهمترين مراکز جذب وحفظ ارتش کودکان بوده و هست. آموزش نظامی وايديولوژيک در اين مراکزنيز با همان اهداف پيش گفته صورت می گيرد. وجود فضای غيررسمی تهديد و تطميع برای کودکان محصل با روشهای رقابتی، پاداش، توفيق درسی در مدرسه وکنکور دانشگاهی و اقتدار يابی در ميان ساير محصلان، هويت بخشی های کاذب و برخورداری از برخی امکانات تفريحی وفرهنگی از زمره ديگر انگيزه ها وروش های ساماندهی نهاد بسيج مدارس می باشد.
از ديگر زمينه های موثربرنهادينه شدن اين سازمان نظامی ـ ايديولوژيک برای کودکان ميتوان به عوامل زير اشاره نمود:
۳. آمادگی روحی وروانی بيشتر کودکان در پذيرش آرمان خواهی های دينی، تقدس بخشی به افراد و برخورد تعصب آميز در رويارويی با مسايل اجتماعی و فرهنگی و نگرشهای افراد و گروه های دگر انديش، و به بيان ديکر استعمار فکری وروانی آسانتر اين گروه سنی.
۴. رمانتيک بودن و شورآفرينی خاص دوران نوجوانی در کسب قدرت، مديريت و امکانات ناشی از عضويت در شاخه های مختلف بسيجی
پيامدها:
۱. توسعه نهاد ارتش و بسيج کودکان با وجوديکه در کوتاه مدت پاسخگوی نيازهای تاکتيکی واستراتژيک نظام سياسی است ولی در دراز مدت منجر به تربيت نسلی پرخاشجو و خشونت طلب می گردد که از هم اکنون آثار ستيزه جويی ها وبرخوردهای حذفی جوانان و بزرگسالانی که جزو ارتش کودک و کودکان بسيجی ديروز بودند، نمايان است.
۲. تربيت نسل متعصب، فناتيک و بی مدارا با انديشه ها وآرای مختلف ، از زمره ديگر برآيند های آسيب شناختی اين نهادسازی ميان کودکان است که آثار آن را در ميان برخی از کودکان بسيجی سالهای دهه شصت که امروزه در صف مديران و مسيولان لشگری وکشوری قرار گرفته اند ميتوان مشاهده کرد.
۳. آسيب پذيری نسل بسيجيان کودک در عمليات نظامی نيز که نمونه های بسياری از آنها را ميتوان در دوران هشت سال جنگ با عراق بازيابی کرد (نظير افرادی مانند فهميده ها) که منجر به مرگ و مير يا نقص عضو های گوناگون و بيماريهای روحی و روانی بازماندگان اين بلايای انسان ساخت ميگردد.
راهکارها:
بی ترديد با چنين ميراث نسلی، بازتابهای بحران ها و مديريت غلط و بهره برداريهای ايديولوژيک رهبران سياسی ونظامی امروز را بايد نسل های آتی نيز بپردازند. از همين روضروری است:
۱. انجمن های غيردولتی فعال در مسايل کودکان باهمياری نهادهای جهانی کودکان وحقوق بشر، رهبران سياسی و نظامی ايران رابرای منع بکارگيری کودکان زير ۱۸ سال در امور نظامی يا شبه نظامی مانند بسيج به همکاری دعوت نمايند.
۲ . کمک به اصلاح قوانين مرتبط در بسيج با تبعيت از قوانين جهانی و کنوانسيون حقوق کودک وهمچنين قانون خدمت نظام وظيفه در ايران در زمينه محدوديت سنی زيرکودکان ۱۸ سال برای عضويت در نهادهای نظامی يا مشابه آن

هیچ نظری موجود نیست: